صفحه نخست | ليست مطالب | آرشيو مطالب | پروفايل مدير | ارتباط با ما

 

agha.jpg

 

 

 

 

 

 

 آقا ، خیلی وقت بود که این طور اشکانت را ندیده بودیم . خیلی وقت بود که دیدن قطرات اشکت چشمانمان را روشن نکرده بود . خیلی وقت بود که از اشکت زار نزده بودیم . اشک تو برای پاکستان بود و قبلش برای خیلی چیزهای دیگر . خوب بهانه ای گیر آوردی آقا برای گریه ی عمومی . همیشه فکر می کردم سخت ترین کار نگه داشتن گریه شماست در محافل و مجالس . زمانی که می بینید خیلی چیزها را . زمانی که برایتان شعار می دهند . زمانی که روضه میخوانند برایت . ولی این بار فرق می کرد . اشکت آرام ریخت و بی مهابا و به چشم دنیا توجه نکرد . ریا در قاموس تو معنا ندارد .

گریه کن آقا ، گریه کن . از بی وفایی ها . گریه کن آقا ، گریه کن . از بی قراری ها . گریه کن آقا . از نامردی ها که خیلی ها کردن در حق شما . از ما . از همه ی کسانی که می نشینند در کنارت . از همه ی کسانی که نمی گذارند آرامش برایت .

گریه کن ، آقا گریه کن . خوب وقتی را پیدا کرده ای برای اشک ریختن .

 

من که میدانم دلیل بغضهایت سیل پاکستان نبود… / این لطافت در خیالم از کسی ممکن نبود…

ای امیرم ، رهبرم ، مولای من ، ای سرورم / در قنوتت ، اشکهایت داد میزد ، هیچکس محرم نبود

 

 

تمامي حقوق مادي و معنوي اين مجموعه براي صاحب اثر محفوظ مي باشد!
کپي برداري از مطالب ، تنها با ذکر نام و لينک منبع مجاز مي باشد.